مردی بود به نیشابورکه وی را ابوالقاسم رازی گفتندی و این ابو القاسم ٬ کنیزک بپروردی و نزدِ امیر نصر آوردی و با صله بازگشتی.وقتی٬ چند کنیزک آورده بود ؛امیر نصر ٬ ابوالقاسم را دستاری داد و در باب وی عنایت نامه ای نوشت . نشابوریان او را تهنیت کردند و نامه بیاورد و درمظالم برخواندند.
از پدرم شنودم که قاضی ابوالهیثم پوشیده گفت – و وی مردی فراخ مزاح بود-:ای ابوالقاسم یاد دار که قوّادی به از قاضی گری است!
تاريخ بيهقي- ابوالفضل بيهقي

از پدرم شنودم که قاضی ابوالهیثم پوشیده گفت – و وی مردی فراخ مزاح بود-:ای ابوالقاسم یاد دار که قوّادی به از قاضی گری است!
تاريخ بيهقي- ابوالفضل بيهقي

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر