۱۳۹۳ آذر ۱۸, سه‌شنبه

توكل



ابراهيم خواص عارف نامدار ايراني نقل مي كند:در راه مكه پيرزني را ديدم كه با پشتي خميده، عصا در دست گرفته و چادري از پشم شتر پوشيده ، پيشاپيش قافله با شتاب مي رفت.گمان گردم كه آن پيرزن بي زاد و توشه است و عاجز مانده. فورا دست در جيب كرده ،‌بيست درهم در آوردم وبه پيرزن دادم.
گفتم:اين را بگير و خرجي خود ساز.
ساعتي صبر كن تا قافله برسد.اگر خسته هستي چهارپايي براي خود كرايه كن وسوار شو.
وقتي قاقله فرود آمد به خيمه ما بيا تا طعامي بخوري.
پيرزن به زر نگاه نكردو نگرفت . دست به سوي آسمان دراز كردو مشتي زر از هوا گرفت و گفت: اي شيخ! تو از جيب خود در آورده اي من از هوا مي گيرم.
تو به راه خود برو، كه من به زرِ تو محتاج نيستم.
باخود گفتم :مردان ِ درگاه را شنيده بودم.
اما زنان درگاه را با چشم خود ديدم.
از او عذر خواستم و گفتم:اين مرتبه از كجا يافتي؟
گفت: از توكلِ درست و اخلاص خالص و يقينِ حاصل.
به نقل از جامع التمثيل ص243 با اندكي تغيير و تلخيص