۱۳۹۳ مهر ۲۷, یکشنبه


گویند:جامی شاعر(وفات898ه .ق .)این اشعار فردوسی را به عبدالله هاتفی خواهرزاده خویش داد و آزمایش خواست:
درختی که تلخ است وی را سرشت
گرش بر نشانی به باغ بهشت
ور از جوی خلدش به هنگام آب
به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب
سرانجام گوهر ببار آورد
همان میوه ي تلخ بار آورد
هاتفی گفت:
اگر بیضه‌ي زاغِ ظلمت سرشت
نهی زیرِ طاووسِ باغِ بهشت
به هنگام آن بیضه پروردنش
زِانجیرِ جنت دهی ارزنش
دهی آبش از چشمه سلسبیل
بدان بیضه دم در دمد جبرئیل
شود عاقبت بیضه‌ي زاغ ،زاغ
کشد رنجِ بیهوده طاووسِ باغ
جامی گفت:نیک گفته ای،ولی درهر بيت یک بیضه گذاشته ای!

Photo: ‎گویند:جامی شاعر(وفات898ه .ق .)این اشعار فردوسی را به عبدالله هاتفی خواهرزاده خویش داد و آزمایش خواست:
درختی که تلخ است وی را سرشت
گرش بر نشانی به باغ بهشت
ور از جوی خلدش به هنگام آب
به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب
سرانجام گوهر ببار آورد
همان میوه ي تلخ بار آورد
هاتفی گفت:
اگر بیضه‌ي زاغِ ظلمت سرشت
نهی زیرِ طاووسِ باغِ بهشت
به هنگام آن بیضه پروردنش
زِانجیرِ جنت دهی ارزنش
دهی آبش از چشمه سلسبیل
بدان بیضه دم در دمد جبرئیل
شود عاقبت بیضه‌ي زاغ ،زاغ
کشد رنجِ بیهوده طاووسِ باغ
جامی گفت:نیک گفته ای،ولی درهر بيت یک بیضه گذاشته ای!‎
 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر