۱۳۹۲ بهمن ۲, چهارشنبه

آ
ورده اند:در هنگامه جنگ جهانی دوم، چرچیل نخست وزیر انگلیس برای ایراد سخنرانی ،سوار یک تاكسي شد و به عمارت بی بی سی رفت.
وقتی از تاکسی پیاده شد به راننده گفت: نیم ساعت صبر کن تا من برگردم .
راننده که چرچیل را نمي شناخت، گفت: ببخشید آقا من می خواهم به خانه بروم تا بتوانم نطق چرچیل را گوش کنم.
چرچیل از شنیدن این سخن به قدری خوشحال شد که یک اسکناس ده شلینگی که معادل دو برابر کرایه بود به وی انعام داد .
راننده تاکسی خوشحال شد و گفت: چرچیل کیه آقا، من صبر می کنم تا شما برگردید!


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر