توپ میرزا
می گویند حاج میرزا آقاسی،وزیر محمد شاه قاجار به احداث قنات و ساخت توپ(البته از نوع جنگی آن) خیلی علاقه داشته است؛ و باز همان ها گفته اند که به دستور میرزا،توپی ساخته و قرار براین بوده که آزمایش بُرد و دقتِ توپ مزبور در مقابل دیدگانِ شاه به نمایش گذاشته شود.در روز موعود،شاه درمکانی که برایش در نظر گرفته شده قرار می گیرد و صدر اعظم یا همان حاج میرزای خودمان نیز برای ادای پاره ای توضیحات ملتزم وی می گردد.با اشاره حاجی،عمله و اکرهی توپ، به تکاپو افتاده و توپ را پر می کنند.حالادیگرهمه چیزمهیای شلیک است.حاجیتوضیحات لازم را خدمت اعلیحضرت عرض نموده ودر پایان از ایشان برای شلیک،رخصتمیطلبد.اعلیحضرت بادی به غبغب انداخته و با اشارهی سرِمبارک،اجازتمیفرمایند.حاجی نیز فرمایش اعلیحضرت را امر به ابلاغ می فرمایند و .... خلاصه توپ شلیک می شود.صدای دریدن و بریدن و شکستن و گسستن،با لهیب آتش و دود و گرد و غبار بسیاردر هم میآمیزد.چندی که می گذرد.گرد و غبار مینشیند و از پسِ آن جنازه توپ که ترکیده است به همراه جنازه های عملهي توپخانهي سلطانی نمایان میگردد. قیافه سلطان با ابروهای تا به تا که بالا و پایین ایستاده اند،نشان از سوالی همراه با توضیح بیشتر دارد. پردهی آخر نمایش را حاجی عهده دار است .با خنده ای نمکین دو سه گام به شاه نزدیک می شود،تعظیم کوتاهی میکند و عرض می نماید:"قربان التفات فرمودید؟تصدیق بفرمایید توپی که با خودی این چنین می کند با بیگانه چه خواهد کرد !"
می گویند حاج میرزا آقاسی،وزیر محمد شاه قاجار به احداث قنات و ساخت توپ(البته از نوع جنگی آن) خیلی علاقه داشته است؛ و باز همان ها گفته اند که به دستور میرزا،توپی ساخته و قرار براین بوده که آزمایش بُرد و دقتِ توپ مزبور در مقابل دیدگانِ شاه به نمایش گذاشته شود.در روز موعود،شاه درمکانی که برایش در نظر گرفته شده قرار می گیرد و صدر اعظم یا همان حاج میرزای خودمان نیز برای ادای پاره ای توضیحات ملتزم وی می گردد.با اشاره حاجی،عمله و اکرهی توپ، به تکاپو افتاده و توپ را پر می کنند.حالادیگرهمه چیزمهیای شلیک است.حاجیتوضیحات لازم را خدمت اعلیحضرت عرض نموده ودر پایان از ایشان برای شلیک،رخصتمیطلبد.اعلیحضرت بادی به غبغب انداخته و با اشارهی سرِمبارک،اجازتمیفرمایند.حاجی نیز فرمایش اعلیحضرت را امر به ابلاغ می فرمایند و .... خلاصه توپ شلیک می شود.صدای دریدن و بریدن و شکستن و گسستن،با لهیب آتش و دود و گرد و غبار بسیاردر هم میآمیزد.چندی که می گذرد.گرد و غبار مینشیند و از پسِ آن جنازه توپ که ترکیده است به همراه جنازه های عملهي توپخانهي سلطانی نمایان میگردد. قیافه سلطان با ابروهای تا به تا که بالا و پایین ایستاده اند،نشان از سوالی همراه با توضیح بیشتر دارد. پردهی آخر نمایش را حاجی عهده دار است .با خنده ای نمکین دو سه گام به شاه نزدیک می شود،تعظیم کوتاهی میکند و عرض می نماید:"قربان التفات فرمودید؟تصدیق بفرمایید توپی که با خودی این چنین می کند با بیگانه چه خواهد کرد !"

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر