۱۳۹۲ فروردین ۲۶, دوشنبه

عاقبت خيانت

۱ نظر:

  1. داشت شباني رمه در كوهسار
    پير و جوان گشته از او شيرخوار
    شير كه از بز به سبو ريختي
    آب در آن شير بيآميختي
    بردي از آن آب طمع هم به شير
    نقره ستاندي چو زبرنا و پير
    روزي ازآن كوه به صحراي خاك
    سيل درآمد،رمه را برد پاك
    خواجه چو شد با غم و اندوه جفت
    كارشناسيش در آن حال گفت:
    كان همه آب تو كه در شير بود
    شد همه سيل و رمه را درربود
    مرد شبان،زآن سخنِ باشكوه
    ماند سر افكنده چو سيلاب كوه
    امير خسرو دهلوي –مطلع الانوار
    خواندن ي هاي ادب فارسي101

    پاسخ دادنحذف